متن آهنگ کمبود از اپیکور و صادق

متن آهنگ کمبود از اپیکور و صادق

متن آهنگ کمبود از اپیکور و صادق

Text Music Epicure & Sadegh – Kambood

آهنگ کمبود از مجموعه آهنگ های آلبوم جمعه شب از اپیکور میباشد.

♫♫♫

مغزم واسه حرکت پارست ، عینِ یه آدم شصت سالست

دیر شده انگار برا ده سال حبس ، اومده به همه چیز و همه کس قانعست

سلولا همه گشاد کردن ، لَش از پا و تا گردن

یکی جَو میگیره بلند میشه بره چایی بریزه بقیه خوشحال تر شن

انگار میدی به ناموست ویزا ، حرف میخواین میرین پابوسِ عیسی

نه من کلی برات حرف دارم از صدای اذون تا ناقوس کلیسا

زن یعنی تن مرد یعنی پول ، انگار بچه ای میخوری با بستنی گول

الآنه که باید آزاد کنی مغزی که این همه سالو بستری بود

دیگه همه شدیم خامِ مادیات ، میریم سمتی که داره باد میاد

خیابونا شده معبدایی که تووش سُجده میکنیم جلو مازراتیا

ما رو کردن هرزه به زور ، تو هم مثِ من شدی بنده یِ پول

دیگه خنده یه جور صورتت فِیکه علائدین قِصه بود تویی بَرده یِ غول

یه گرگِ بارون دیده توو جنگلایِ سرد ، که بغض آروم بهش میگه بخند الآن به درد

بشکن جلوت دیوارو بزن بکُش اینا رو تو ، دیگه پادشاهی از الآن به بعد

پادشاهی از الآن به بعد ، دیگه پادشاهی از الآن به بعد

درختا طرفِ جاده ی صاف ، رو صندلی بغل یه ماده یه داف

هر دو لال قُفلیه راه زندگی تُخ*ته گاز بده آه

اینه داستان اینه داستان دشمنت روبروی دشمنت وایساد

این وسطا هم واسه توئه بازتاب ، باشه ما عقب جلوئیه واس ماس

ذوق نکن بابا رسیدم من هم به هر چی که رسیدی و میرسن بعداً

أ رو گوزن و باقیشون پَپَن ، حوصلم نکشیده کشیدم عقب

من دلم تکون میخواد تکون بیشتر از اون صندوقِ لعنتی

بتکون بتکون بغلیتو بتکون اگه نتکونی میده بهت یه تکون

یه روز هُل میده صاف توو ریه ، با اون جوجه کو* پاندولیه

عشقش هم فقط چاک توو سینه ، فازِ جمعشون پانتومیمه

عُق ، آخه انقد شنگول ، از تو فرار از من اَنگول

سریال تازه شروع شدن اُزگل بحثِ این قسمت هم میذاریم کمبود

یه گرگِ بارون دیده توو جنگلایِ سرد ، که بغض آروم بهش میگه بخند الآن به درد

بشکن جلوت دیوارو بزن بکش اینا رو تو ، دیگه پادشاهی از الآن به بعد

پادشاهی از الآن به بعد ، دیگه پادشاهی از الآن به بعد

اون قاتل دنیایِ دروغِ دورته ، زُل بزن توو چشماش اون گرگِ وجودِ خودته

یه نمه علف هرز اینجاست ، تو دیگه جایِ صبر نداری

دیگه دیره وقتی نمونده ، پس اینکارو به فردا نذاریم

بذارم کم بود ؟ أ صدای اذون تا ناقوس کلیسا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − پانزده =